محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2474
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گويد : وقتى على از بيعت مردم بصره فراغت يافت در بيت المال نظر كرد كه ششصد هزار و بيشتر در آن بود و همه را بر كسانى كه با وى در جنگ حضور داشته بودند تقسيم كرد كه به هر كس پانصد رسيد ، گفت : « اگر خدا عز و جل شما را بر شام ظفر داد همينقدر خواهيد داشت بعلاوه مقرريهايتان » سبائيان در اين باب سخن آوردند و پشت سر على خرده گيرى كردند . رفتار على با جنگاوران جنگ جمل محمد بن راشد بنقل از پدرش گويد : روش على اين بود كه فرارى را نكشد و زخمدار را بيجان نكنند و پرده اى را بر ندارند و مالى نگيرند و كسانى گفتند : « چگونه خونشان حلال است و مالشان حرام ؟ » على گفت : « اينان نيز همانند شما بودهاند هر كه بما نپردازد از ماست و ما از اوييم و هر كه اصرار كند تا كشته شود جنگ با وى رواست و خمس وى شما را بس است . » گويد : از اين موقع خوارج سخن آغاز كردند . فرستادن اشتر ، شترى را كه براى عايشه خريده بود بنزد وى و رفتن عايشه از بصره سوى مكه عاصم بن كليب بنقل از پدرش گويد : وقتى از كار جنگ فراغت يافتند اشتر مرا فرستاد كه از يكى از مردم مهره شترى به هفتصد خريدم و گفت : « شتر را پيش عايشه ببر و بگو اشتر ، مالك بن حارث ، اين را بجاى شترت فرستاده . » گويد : « شتر را پيش عايشه بردم و گفتم : « مالك سلامت مىفرستد و مىگويد